جوابیه اول در نقد سخنان آقای واعظ زاده خراسانی
اهانت به ساحت مقدس جناب بابا شجاع الدین فیروز ابولولو رحمه الله علیه را به پیشگاه ولی امر امام زمان ارواحنا فداه تسلیت عرض کرده وآن را محکوم می نماییم
به همین مناسبت و با توجه به موج شبهات که اخیرا در باب مسائل اعتقادی تشیع و نسبت به جناب ابولولو رحمه الله علیه و وحدت اسلامی با قربانی شدن حقیقت رخ داده شده ومتاسفانه این شبهات از طرف کسانی که در لباس تشیع هستند مطرح می شود برآن شدیم تا آن ها را مطرح کرده و با کمک اساتید حوزه علمیه به آنان پاسخ دهیم
آيا خلافت ابوبكر با اجماع مهاجرين و انصار محقق شد؟
جناب آقاى واعظ زاده خراسانی!
در مصاحبه با فصل نامه نهج البلاغه ، از مشروعيت خلافت خلفا، تحت عنوان "اولويت دوم با پشتوانه اجماع مهاجر و انصار" فرمودهايد:
"در چنين صورتى، شوراى اهل حلّ و عقد و انصار و مهاجر كه مىتوانست جلوى منافقان و مرتدان و هم يهود و نصارى را كه از اسلام زخم خورده بودند و انتظار فوت پيغمبر را مىكشيدند، بگيرد".
"در اين صورت، تكليف دوم يعنى تشكيل خلافت با اجماع مهاجر و انصار، كه طبعاً مراد پيروى از اكثريت است، نه اجتماع كلى، و نبايد سراغ تخلف افراد محدود رفت تا اجماع را خدشهدار كرد - اين كه فعليت و مشروعيت پيدا مىكند، به لحاظ موقعيت خطير اسلام در آن هنگام". فصلنامه نهج البلاغه: شماره 4 و 5 ص 176.
جناب آقاى واعظ زاده! از كدام اجماع سخن مىگوييد كه استوانههاى كلامى اهل سنت از آن بى خبرند؟
مگر ماوردى شافعى متوفاى 450 و ابويعلى حنبلى متوفاى 458 به صراحت نگفتهاند: در بيعت ابوبكر، اجماعى در كار نبوده و هر گونه سخن از اجماع سخن به گزاف است. "فقالت طائفة: لا تنعقد إلا بجمهور أهل العقد والحلّ من كلّ بلد، ليكون الرضا به عامّاً ، والتسليم لإمامته إجماعاً، وهذا مذهب مدفوع ببيعة أبي بكر رضي اللّه عنه على الخلافة باختيار من حضرها ، ولم ينتظر ببيعته قدوم غائب عنها". الأحكام السلطانيّة ماوردى: ص 33 و الأحكام السلطانيّة ابو يعلى محمد بن الحسن الفراء: ص 117.
و از كدام شوراى اهل حلّ عقد انصار و مهاجر، دم مىزنيد كه مفسران بزرگ اهل سنت از آن بى اطلاعند؟
مگر قرطبى مفسر بزرگ، متوفاى 671، نگفته: امامت، با يك نفر از اهل حلّ عقد منعقد مىشود و نيازى به گردآمدن تعداد زياد نيست، همانگونهاى كه خلافت ابوبكر با نظر فقط عمر، پايه ريزى شد: "فإن عقدها واحد من أهل الحلّ والعقد فذلك ثابت، ويلزم الغير فعله، خلافاً لبعض الناس حيث قال: لا ينعقد إلّا بجماعة من أهل الحلّ والعقد، ودليلنا: أنّ عمر (رض) عقد البيعة لأبي بكر". جامع أحكام القرآن: ج 1، ص 269 تا 272.
سخن از چه اجماعى است كه متكلم بزرگ اهل سنت همانند امام الحرمين، منكر آن است! و مىگويد: در تشكيل امامت، نيازى به اجماع نيست، همانگونهاى كه در امامت ابوبكر بدون آنكه اجماعى در ميان باشد و قبل از آنكه خبر امامت آن در بلاد اسلامى به گوش اصحاب برسد، حكمها امضا گرديد و بخشنامهها صادر شد. و در پايان نتيجه مىگيرد كه: امامت با تأييد يك نفر از اهل حل و عقد تشكيل مىگردد: "اعلموا أنّه لا يشترط في عقد الإمامة، الإجماع؛ بل تنعقد الإمامة وإن لم تجمع الأمّة على عقدها، والدليل عليه أنّ الإمامة لمّا عقدت لأبي بكر ابتدر لإمضاء أحكام المسلمين ، ولم يتأن لانتشار الأخبار إلى من نأى من الصحابة في الأقطار ، ولم ينكر منكر. فإذا لم يشترط الإجماع في عقد الإمامة، لم يثبت عدد معدود ولا حدّ محدود ، فالوجه الحكم بأنّ الإمامة تنعقد بعقد واحد من أهل الحلّ والعقد". كتاب الإلهيّات: ج 2، ص 523.
كدام اجماعى را پشتوانه خلافت ابوبكر مىدانيد كه عضد الدين ايجى از پايه گذاران كلامى اهل سنت، منكر آن است و به صراحت مىگويد: هيچ دليل عقلى و نقلى براى اعتبار اجماع در كار نيست و همينكه يك يا دو نفر از اهل حل و عقد اقدام به بيعت نمايند، امامت تشكيل مىشود همانگونهاى كه امامت ابوبكر با بيعت عمر و امامت عثمان با بيعت عبدالرحمان پسر عوف منعقد گرديد: "وإذا ثبت حصول الإمامة بالاختيار والبيعة ، فاعلم أنّ ذلك لا يفتقر إلى الإجماع ، إذ لم يقم عليه دليل من العقل أو السمع ، بل الواحد والإثنان من أهل الحلّ والعقد كاف ، لعلمنا أنّ الصحابة مع صلابتهم في الدين اكتفوا بذلك، كعقد عمر لأبي بكر ، وعقد عبد الرحمن بن عوف لعثمان".
و جالب اينجاست كه همو اضافه مىكند: در امامت ابوبكر، اجتماع مردم مدينه را هم لازم نديدند تا چه رسد به اجتماع تمام امت!!!: "ولم يشترطوا اجتماع مَن في المدينة فضلاً عن اجتماع الأمّة. هذا ولم ينكر عليه أحد، وعليه انطوت الأعصار إلى وقتنا هذا". المواقف في علم الكلام طبع مصر 1325 ه' : ج 8، ص 351.
و همچنين ابن عربى مالكى متوفاى 543، از ديگر شخصيتهاى بزرگ اهل سنت مىگويد: در انتخاب امام، نياز به حضور تمام مردم در انتخابات نيست، بلكه با شركت يك يا دو نفر، انتخابات صورت مىگيرد!!!: "لا يلزم في عقد البيعة للإمام أن تكون من جميع الأنام بل يكفي لعقد ذلك إثنان أو واحد". شرح سنن الترمذى: ج 13، ص 229.
سخن اين دو شخصيت علمى اهل سنّت، براى كسانى كه بيهوده از دموكراسى بعد از رسول خدا(ع) و يا به گزاف، بحث حكومت مردمى خلفاى راشدين را به ميان مىآورند، جالب توجه است.
"فاعتبروا يا اولى الأبصار!!!"
یا علی مدد
یا علی مدد
یا علی مدد